آخرین مطالب

نقش صهیونیسم در گسترش بهائیت

0.187199001291623695_0
زمان مطالعه: 3 دقیقه

وقایع‎نگاری یک فرقه منحرف
در روزگاری که خلاء ایمان و روحیات مذهبی در بسیاری از کشورها (به‎ویژه غربی) زمینه‎ساز ظهور و بروز فرقه‎های انحرافی بسیاری شده، که هر از چندی یکی از آن‎ها همچون قارچ سر از زمین بیرون می‎آورد، متأسفانه بسیاری حساسیت‎های خود را در مقابله با این فرقه‎های انحرافی از دست داده‎اند، گویی وجود این فرقه‎های انحرافی امری عادی و معمولی هستند.
اما با این وصف اگر ما ایرانیان همچنان نسبت به بابیت و بهاییت حساسیت داریم و با وجود آن‎که بسیار بدان پرداخته شده، همچنان ضرورت بازپردازی بدان‎ها احساس می‎شود. از آن روست ‎که اکثریت قریب به اتفاق فرقه‎های انحرافی امروزین ادعای الهی بودن ندارند، اما بابیان و بهاییان با به‎کار بردن لفظ دیانت ، ادعای الهی بودن فرقه خود را دارند که متأسفانه در موارد گوناگونی زمینه انحراف خداباوران را پیش کشیده‎اند. این در حالی است که فرقه‎هایی همچون شیطان‎پرستان و نظایر آن اعضای خود را از میان آن‎ها که فاقد ایمان مذهبی هستند، جذب می‎کنند.
دوم آن‎که بابیت و همچنین بهاییت خود را ادامه طبیعی مذاهب آسمانی دانسته و با ادعای نفی خاتمیت پیامبر اسلام به میدان آمده‎اند و این انکار با چسبانیدن خود به دین اسلام و با فرض پذیرش آن صورت می‎گیرد. با این تمهید ، ابتدا اسلام به‎عنوان مذهبی الهی پذیرفته شده و سپس با نفی خاتمیت آن، آماج حمله قرار می‎گیرد.
و سرانجام آن‎که بهاییت فرزند حرام‎زاده‎ای است که از دل کلامی خرافی و خشک‎اندیشانه برخی علما بیرون آمده و زادگاهش نیز ایران است؛ همچنین بیگانگان اندک زمانی بعد با پروبال دادن به آن، در بسط و گسترش آن کوشیدند و در لطمه‎زدن به اسلام و ایران، از بابیت و بهاییت به‎عنوان یکی از ابزارهای مهم برای تفرقه‎افکنی، بهره‎های بسیاری بردند.
0.187199001291623695_0
حقیقت آن‎که بی‎پایگی و بی‎مایگی ادعای رهبران این جریان به حدی است که نیازی به رویکرد تند و تیز و احیانا به‎کار بردن فحش و فضیحت در رویارویی با روش و منش متقلبانه این فرقه نیست ( آن‎چنان که این روزها بسیار شاهد آن بوده‎ایم) کافی است آن‎چه در این میان گذشته به‎درستی روایت شده و بابیت و بهاییت را آن‎گونه که هست، پیش روی مخاطب قرار داد. آن‎گاه خود به سادگی باطل بودن چنین ادعاهایی را درخواهد یافت.
از این منظر، در این پرونده کوشیده‎ایم با رعایت اصل بی‎طرفی، روایتی تاریخی از این جریان را به‎همراه گوشه‎ای از باورهای بابیان پیش روی خوانندگان بگذاریم تا علاوه‎بر آگاهی بر چیستی این فرقه، خود چند و چونش را به داوری بنشینند
لی‎رضا روزبهانی از جمله مدرسین حوزه علمیه در رشته ادیان و صاحب تألیفاتی در حوزه ادیان، فرقه‎شناسی و بهاییت است که به قلم او کتاب «در جست‎وجوی حقیقت» (کاوشی در فرقه ضاله بهاییت) منتشر شده و کتاب «آشنایی با فرقه ضاله بهاییت» نیز در آستانه انتشار است.
او همچنین کتاب‎های «تأملی پیرامون فرق» و «ادیان ایرانیان» را نیز آماده چاپ دارد.
روزبهانی با مراکز پژوهشی مختلفی همچون مرکز پژوهش‎های اسلامی صدا و سیما و مرکز مطالعات و پژوهش‎های فرهنگی حوزه علمیه قم و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی همکاری دارد. به مناسبت پرونده بابیت و بهاییت به‎سراغ او رفتم و نگاهی گذرا به عوامل شکل‎گیری و خط سیر حرکت این فرقه از آغاز تا به امروز داشتیم که نکات شنیدنی و جذاب بسیاری در آن می‎توان یافت.
یکی از اختلافاتی که بین نظریات محققان حوزه بابیت و بهاییت، به‎ویژه در سال‎های پس از انقلاب شاهد هستیم، میزان تأثیر استعمار در شکل گیری این فرقه است. برخی معتقدند که این فرقه از همان آغاز حاصل یک طرح استعماری بوده، یعنی از همان روزگاری که شیخ احمد احسایی نظریات خود را مطرح کرد، تحت هدایت و تأثیر استعمار بوده است. اما آیا واقعا این فرقه از لحظه نخست یک طرح استعماری بوده یا این‎که از دل شرایط بیرون آمده و با موج‎سواری بیگانگان روبه‎رو شده است؟
دلایل قانع‎کننده‎ای وجود ندارد که بتوان گفت این فرقه از ابتدا استعماری بوده است. یعنی از روزگاری که پرنس داگلورکی به ایران آمده، طلبه شده به کربلا و نجف رفته و باقی قضایا، یک برنامه‎ریزی از پیش مشخص وجود داشته است. آن‎چه محققانی همچون آقای عبد‎ا… شهبازی بدان اشاره دارند که مثلا چون کمپانی ساسون در بوشهر به‎کار تهیه و انتقال تریاک به چین اشتغال داشته و در همان برهه علی‎محمد شیرازی هم در بوشهر بوده، در این میان ارتباطاتی شکل گرفته که حاصل یک طرح استعماری بوده است. اما این صرفا یک ادعاست که دلایل محکمی برای اثبات آن وجود ندارد. البته یک ایده است که می‎تواند مورد توجه و تحقیق قرار بگیرد.
در کلام فقه شیعه، بحث شیخی‎گری که توسط شیخ احمد احسایی مطرح شد، این فرصت را برای علی‎محمد شیرازی به‎وجود آورد که بتواند ادعاهای خود را مطرح کند و ادعای او مبانی خود را از مسئله رکن رابعی می‎گرفت که در شیخیه مطرح شده بود. در واقع جریان استعمار مخصوصا روسیه، هنگامی که احساس کردند فرصتی ایجاد شده که می‎توان روی آن برنامه‎ریزی کرد و در راستای منافع خود بهره گرفت، روی آن کار کردند که البته مدتی هم از چنگ روسیه هم قاپیده شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *