شعرفاطمه بیرانوند  در کتاب منتخب آثار جشنواره شهدشهود

 

 

برای”سردار جانمحمد علی پور”

 

خوزستان

همین روزها

بر می گردد

تا سال ها

و قرن های گذشته را

از گلوی این ساعت شنی بیرون بکشد

بر می گردد

نبض اروند را می گیرد

و اندیمشک را پاشویه می کند که مید اند

ساعت های بزرگ

با قلبی مصنوعی به زندگی ادامه می دهند

و تو

جنگجوی عاشقی هستی

که سالهاست پرنده های زیادی

به درون سینه ات کوچ کرده اند

حالا

تاریخ

قفسه سینه اش را

به موزه ای بزرگ تبدیل کرده است

اسکلت های زمان های گذشته

 که معتقدند

حلب

و نبل را

در گنجه ای در زیر پوستت پنهان کرده ای

بگذار

“تدمر”

روز و تکه های نور را پیدا کند

زمین

چهل سالگی  مردی است

که می توانی از قلبش،

آفتاب را استخراج کنی